|
خاله شکوه |
 |
دیروز خاله شکوه یه سری اومده بود همدان کار اداری امروز داشت
اولا که طوری از پله ها رفت بالا که قابل وصف نیست (البته وقتی دید خال شوکو درو باز کرد)
بعدشم دو سه بار در موقعیتهای مختلف رو به خاله شکوه : خال شوکو توروخدا نرو تهران
خاله شکوه:پس پویانو چی کنم؟
دخترکم: خب اونم اگه دلش خواست بیاد اینجا.
(شب برگشتنی به من میگه خب اگه خاله شکوه بره من دیگه خاله نداشته باشم .)
*****************
گشت ارشاد موضوع بحث ما بود دیروز خانوم هم ورد زبونش شده :اگه من آرایش کنم گرد اشراد منو میبره ؟
کجا میبره ؟
بعدش چی میشه ؟
.
.
.
.
.
.
شب رو به بابایی : بابایی بیا یه خبر جدید ؟
بابایی : بگو ببینم چی شده؟؟؟؟؟
دخترک شیرین زبون ما: ببین یه گرده اشراد اومده باباهایی که تند رانندگی کنن رو میگیره (بعد دید خیلی جالب نیست مامانا رو نگیرن)مامانایی هم که آرایش کنن رو هم میگیرن میبرن باخودشون.
|
|
|
|
|